اینروزها ...

دوشنبه 22 مرداد 1397 20:18 نویسنده: شیرین چاپ

حس استیصال و داشتن دستهای بسته خیلی اذیت می کند. عین اسبی چموش که می خواهد سرکش بدود و دهانه ای محکم او را به عقب می کشد. از دیدن اینهمه دروغ و خیانت به سختی می شود احساس تنفر و اشمئزاز نکرد. اینهمه دروغ اینهمه وقاحت و اینهمه خیانت. روی خیلی ها سفید شد. حتی اشتباه هم درجه دارد، وقتی آمیخته به خیانت و وقاحت شود خیلی سخت می شود مقایسه اش کرد با موارد دیگر.

بگذریم. پناه بگیریم در روزمره های بی اهمیت: توی بلاگ زن کویر خوانده بودم چطور می شود بادمجان را با روغن کم سرخ کرد و دیروز امتحان کردم. عالی بود! همیشه عزا می گرفتم از روغن زیادی که مصرف می شود و روغن زیادی که موقع پخت به خورش پس داده می شود. شما هم اگر مایلید امتحان کنید. 

آخر هفته ام کمی در تحرک و جنبش گذشت و نمی دانم اثر این تحرک زیاد بود یا آسمان خاکستری و باران امروز صبح که موقع صبحانه خوردن دوست داشتم میشد برگردم توی جایم و دوباره بخوابم. به بدبختی و فلاکت رفتم سر کار و طبق معمول نشد که خط را آنطور که جمعه مرتب و منظم رها کرده بودم ببینم. محض رضای خدا هیچوقت نمی شود اول صبح برسم و بگویم سلام بچه ها همه چیز مرتب است و ببینم انگشت شصت را بالا می گیرند و لبخند می زنند. همیشه یک داستانی برای تعریف کردن هست. یا یک Hoist خراب شده یا PLC دیوانه شده، یا لوله ای شکسته و یا یک تانک خالی شده و دوهزار و پانصد لیتر محتوایش سالن تولید را آبیاری کرده است. ایندفعه نوبت تانک بوندریت (فسفاتاسیون ما از نوع  Calcium - modified zinc phosphate   است) بود. هفته ام را با دندانهایی که از حرص به هم می فشردم و به هفت جد مدیر تعمیر و نگهداری ذکر خیر می فرستادم شروع کردم. 

اما از طرف دیگر کشف کردم که آقای رییس دو هفته تعطیلات است و گل از گلم شکفت. می دانید ... آدم برای اینکه بتواند کار کسی را کنترل کند حداقل و حداقل اینست که در آن زمینه دانشش به اندازه زیردستش باشد. اگر اینطور نیست دو راه بیشتر جلوی رو نمی توانند باشند: یا باید به حرفه ای عمل کردن زیردست خود اعتماد کند و یا اینکه ریسک خواهد کرد اظهار نظرهای ابلهانه و گروتسک بکند. بنظر شما رییس من روشش کدام است؟


پی نوشت. یک دوست خوب از من در مورد کلاس فرانسوی سئوال کرده است و حس کردم ممکن است پرداختن به این مقوله برای دیگران هم مفید باشد. در اولین فرصت در موردش عمومی خواهم نوشت. شبتان خوش، خیلی خسته و ذله ام امشب!