از هر دری 83

سه‌شنبه 14 فروردین 1397 19:11 نویسنده: شیرین چاپ

- امروز از آن سه شنبه های لعنتی بود که مثل دوشنبه ها بود! حالا باز خوبست من چهار روز تعطیلی داشتم، آنها که دو هفته تعطیل بوده اند به چه حالی سر کار و درس برگشته اند ... فکرش را هم نمی خواهم بکنم! در هر صورت بعد از ظهر که دور آخر را برای دیدن خط فسفاتاسیون تمام می کردم لوییجی پیر و بداخلاق گفت که مرا امروز درخشان می بیند، معلوم است که تعطیلات می سازد! این ماه لوییجی بازنشسته می شود. با اینکه آدم بد قلقی ست باید اعتراف کنم دلم برایش تنگ می شود. دیوانه بازی هایش و کله شقی هایش یک طرف، تعلق خاطرش به کاری که انجام می دهد یک طرف. جوان ترها را که نگاه می کنم اصلا این علاقه و اشتیاق را درشان نمی بینم و باعث تاسفم می شود.

- یکی دو هفته پیش داشتم در همین مورد با لوییجی حرف می زدم، که بین همه آنهایی که برای ادامه کار او آموزش دیده اند یکی شان هم نیست که محض رضای خدا کمی اطمینان بخش باشد و کمی آدم را دلگرم کند. گفت" تقصیر توئه که دیر اومدی! منهم سختی کشیدم با اونهایی که قبل از تو اینجا مسئول فسفاتاسیون بودند!" و دیگر اینجا برایم مسلم شد که قلب خرس گنده بداخلاق را نرم کرده ام. از شوخی گذشته باید اعتراف کنم واقعا دلم برایش تنگ خواهد شد.

- هوا دارد کم کم بهاری می شود. وقتی آفتاب بیرون می آید حسابی گرم می کند و البته معمولا هوا بارانی ست. بهار است و ادا و اطوارش دیگر ... همین ادا و اطوارهایش است که دل آدم را می برد. 

- دیروز یادم افتاد که با گرم شدن هوا بساط شکلات های لیندور، مون شری، رافائلّو و فرّرو روشه هم برچیده خواهند شد تا ... پاییز سال آینده. عین ندید بدید ها چند تا جعبه از هر کدامشان را خریدم و آوردم خانه، اراده هم که قربانش بروم کلا ندارم در این زمینه! هیچی دیگر ... عین جارو برقی دارم ترتیب جعبه ها را می دهم و عین خیالم نیست که شروع می کنم به رشد عرضی.

- همانطور که توی مطلب قبلی هم گفتم این چرت و پرت های مرا به دل نگیرید. آخر انتظار دارید حرف های یک آدم زپرتو چه باشند؟ آنقدری عمر کرده ام که یاد بگیرم کوتاه بشاشم و بفهمم خیلی هنر کنم گلیم خودم را از آب بیرون خواهم کشید و سودای فلسفه بافی و حل رنج های بشریت را در سر نمی پرورانم. اگر احیانا انتظار خواندن حرف های مهم و آن مدلی را دارید وقتتان را اینجا تلف نکنید. برای ادای حق آشنایی بر خودم لازم می دانم صادقانه این را به شما بگویم.