X
تبلیغات
رایتل

Divieni ciò che sei

دوشنبه 11 دی 1396 20:41 نویسنده: شیرین چاپ

اخیرا در حال خواندن "وقتی نیچه گریست" هستم. در ایتالیا با عنوان "اشکهای نیچه" ترجمه شده است. نسخه در دست من این است: 



خواندنش باز هم برایم یادآور این حقیقت است که چقدر متفکران، خالقان و نویسنده ها را باید جدا از آثارشان در نظر گرفت. که چقدر بین کلام مکتوب و کلامی که به زبان می آید تفاوت هست و چقدر خالقان آثار دوست داشتنی می توانند نادوست داشتنی باشند. این کتاب را خیلی دوست دارم. تا دویست صفحه اولش را با ولع فراوان بلعیدم، آن ارتباط و گفتگوی به قول خودش شطرنج وار بین نیچه و دکتر بروئر رهایم نمی کرد و مشتاق بودم پیگیرش باشم. الان ولی ریتم را کند کرده ام، دارم از همین الان فکر می کنم بعد از تمام کردنش باید چه بخوانم که توی ذوقم نخورد؟!

به شدت دارم به ادامه خوانش آثار یالوم فکر می کنم. توی همین کتاب دارم چیزهایی می خوانم که باعث می شوند فکر کنم راه حل خیلی از شک ها و جواب خیلی از سئوال هایم در اگزیستنسیالیسم است. یادش بخیر ... چند سال پیش در این مورد با دوست عزیزی زیاد صحبت می کردیم و البته من در این زمینه بسیار نادان بوده و هستم. باید بیشتر بخوانم و بدانم، حداقل در حد رفع نیاز شخصی ام.

نمی دانم در فارسی یکی از جمله های معروف نیچه چطور ترجمه شده است که تاکید روی محقق کردن ذات خود دارد. شما را نمی دانم، اما از وقتی همین یک جمله را خوانده ام اثر شگرفی به رویم گذاشته است که فکرش لحظه ای رهایم نمی کند.