X
تبلیغات
رایتل

از هر دری 69

جمعه 19 آبان 1396 20:53 نویسنده: شیرین چاپ

- اینهمه از پیشرفت علم پزشکی حرف می زنند ولی وسط اینهمه ادعا و اهن و تلپ هنوز کسی پیدا نشده که بتواند درمانی برای سرماخوردگی پیدا کند که آبریزش بینی را دور بزند و جان آدم را از مصائبش نجات بدهد. 

- برای n امین بار فهمیدم که کلا دنیای ساخته بشر به هیچ جایم نیست. البته منهم از جاهای قشنگ، جاهای تمیز و مکان های چشم نواز لذت می برم و دوست دارم با زیبایی ها دمخور و همنشین باشم ولی زیبایی ساخته دست انسان هیچوقت برایم جدی نیست. به پایندگی اش، به یگانگی و بی نظیر بودنش باور ندارم. هیچوقت از در و دیوار جایی، شهری عکس نمی گیرم. وقتی می خوانم کسی از جاذبه های شهری حرف می زند و می گوید خوبست با آسمانخراش هایش عکس گرفت هاج و واج می مانم.

- یاد موضوع بالا افتادم چون وقتی رسیدم بوردو با کلی ذوق و شوق چند تا عکس برای عزیزان فرستادم و یکی از آنها گفت پس چرا از خودت و از شهر عکس نگرفتی؟ بابا ابر و موتور هواپیما که دیدن ندارد! و من تازه متوجه شدم که اتفاقا برای من دیدنی های سفر آسمان و ابرها و مناظر هستند. رویم را کم کردم و عکسهای سفر برگشت را که از مونته بیانکو و بقیه قله های آلپ گرفته بودم را برای خودم نگه داشتم. 

- در ادامه، می دانید چه چیز را نمی فهمم؟ آخر چه اهمیتی دارد از مثلا میدان بورس بوردو عکس بگیرم؟ توی اینترنت فراوان است عکسهای مکان های معروف و زیبا. ایناهاش:




به همین راحتی! اگر اسم میدان را روی گوگل جستجو کنید صدها عکس از زوایای مختلف پیدا خواهید کرد. ولی آیا می شود عکس از ابرهای آسمان به این راحتی پیدا کرد؟ یا عکس از بالای مونته بیانکو وقتی روی هواپیما از روی سرش رد می شوید؟ 

- رییس جدیدم آدم خوبی ست. یک مدیر موفق که دونده هم هست، شناگر هم هست، نوازنده ویولون هم هست، سرفیست هم هست و خلاصه که به معنای واقعی از دنیای محدود و یاس آور ما خاور میانه ای ها دور است. خوش مشرب هم هست. از مسافرت با او پشیمان نشدم و بجز انتخابش در مورد پرواز ایزی جت و فرودگاه مالپنسا (فرودگاه تورینو که بیخ گوشمان است، نه؟!) ماموریت با همراهی او خوب بود. با همه این احوال بین خودمان باشد ... تنهایی سفر کردن مزه دیگری دارد.


بعدنوشت. یاد چیزی افتادم: شاید هم اهمیت عکس گرفتن از در و دیوار مکانها در این باشد که عکس بعدها منتشر شود و گواهی باشد بر اینکه "من آنجا بودم". خوب ... برای کسی که برایش مهم نیست بقیه بدانند یا ندانند، باور کنند یا نکنند که فلان جا و بهمان جا بوده است این گزینه هم نمی تواند صادق باشد. خوبست ها آدم راحت و آزاد از این بندها زندگی کند ... بهترین درسی که می شود از گربه سانان گرفت همین است: برای خوشی و میل و رفاه خود زندگی کردن و قوانین و باید و نباید های بقیه را به هیچ جا حساب نکردن!