X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 80

شنبه 29 مهر 1396 13:55 نویسنده: شیرین چاپ

نقل از محسن فر شید ی :


همیشه منتظرند تا مناسبتی شود، "هشت مارس" یا "بیست و پنج نوامبر"ی، هشتگی مثل "می‌تو" داغ شود، فورا شروع می‌کنند؛ که همگی این اتفاقات برای مردان هم می‌افتد، برای لوث کردنِ خشونت یا اذیت و آزار علیه زنان، از خاطرات و خشونت علیه خود می‌گویند. اینکه اگر زنی مورد آزار جنسی یا روانی در محل کار قرار گرفته و هزاران زن دیگر در سرتاسر دنیا از تجربه‌های مشابه می‌گویند، تاکید دارند که برای مردان هم است، بدون کوچکترین آگاهی و یا دانشی که تفاوت‌های بنیادینِ آن را بدانند. همه‌ی تلاش‌ِ خود را می‌کنند، تا خشونت علیه زنان را عادی جلوه دهند. بسیاری‌شان را از دور و نزدیک می‌شناسم، با برخی از آن‌ها همکار بوده‌ام. جمع‌های مردانه‌شان پر است از گفتمان تحقیر آمیز و سکسیستی علیه همکارانِ زن. معتقدم به عنوانِ یک مرد، عدمِ رفاقت، دوری از این مردان و رسوا کردنشان، بزرگترین همراهی با موج‌ها و کمپین‌های زنان است


نظر خودم: در پوفیوزی اینجور مردها شکی ندارم، آن دسته از زنانی هم که از ترس از دست دادن تایید مردان تن به پذیرفتن این لاطائلات می دهند و همیشه اصرار دارند که ف م ی ن یست نبودن خود را اعلام و تاکید کنند مبادا عشق و علاقه کسی را از دست بدهند، هیچ کم از پوفیوزی ندارند.

آرزو دارم روزی برسد که در دنیا همه "انسان" باشیم. بدون اینکه بخواهیم کس دیگری را زیر سلطه نگه داریم و خودمان را تواناتر، داناتر و بهتر بدانیم. فکر کنیم و بفهمیم فقط و فقط بر پایه داشتن یک دم در جلو نمی شود صلاح کسی را بهتر از خودش دانست یا نمی توان در انجام اموری تواناتر یا داناتر بود. آدم باشیم و بقیه را هم آدم بدانیم. همین. اما انگار واقعا سخت است و از عهده مان بر نمی آید!