X
تبلیغات
رایتل

Black Belt

شنبه 1 مهر 1396 11:12 نویسنده: شیرین چاپ

در نادانی و بی خبریِ شادمانه ای که تا پارسال داشتم، برایم در دنیا کمربند مشکی فقط یک معنا داشت. بعد یک روز قشنگ پاییزی پایم را در شرکت فعلی گذاشتم و از همان دم در مرا برداشتند و پرت کردند داخل یک جلسه با یک "Black Belt" که از فوردِ لندن می آمد. منهم در همان نادانی ِ شادمانه خود هی به او نگاه می کردم و هی به شکم گنده و ورقلمبیده اش و از خودم می پرسیدم چطور ممکن است یک کمربند مشکی اینقدر قناس و بی قواره باشد و از آن مهم تر، چرا باید در یک شرکت تامین کننده فورد نیاز به یک کمربند مشکی باشد؟!

اگر شما هم مثل پارسال من هستید بگذارید بهتان بگویم که در صنعت اتومبیل حرف از "Six Sigma" هست که بسته به درجه تخصص در آن می توان Black Belt بود یا Green Belt. خوب ... اگر خدا بخواهد و عمر قد دهد و از فشار کار ریق رحمت را به زودی سر نکشم، گمان کنم در زمستان سال آینده* کمربند سبز خواهم شد. سختی کار آنجاست که در بیشتر روزهای کاری بیشتر از نه ساعت، گاهی ده یا حتی دوازده ساعت، کار می کنم و برای شرکت در این دوره یک روز در هفته باید بروم به Reggio Emilia. 

تا بحال سوار Frecciarossa (پیکان/تیر قرمز) نشده بودم. خیلی مزه دارد با سرعت 300 کیلومتر در ساعت سفر کردن. تازه تازه فهمیدم سباستین وتّل چه حالی می کند! بماند که تا وقتی که به مونیتور نگاه نکردم این سرعت را حس نکردم. تازه از خودم می پرسیدم این قطارهای سریع السیر چرا آنقدر که می گویند سریع نیست؟! فقط جایی که مسیر موازی اتوبان هاست و با نگاه کردن به ماشین ها می شود فهمید چه سرعت خارق العاده ای ست و همینطور وقتی در ایستگاه منتظر قطارم بودم و یکی از همینها آمد و بدون توقف رد شد. بی تعارف بگویم که از تصور تصادف و له شدن زیرش حالم خراب شد!


* یادم آمد که ممکن است تصور یکسانی از "زمستان سال آینده" نداشته باشیم. منظور من زمستان 2018 است. که برای من می شود سال آینده ولی در واقع همین زمستانی ست که دارد از راه می رسد.