X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 76

سه‌شنبه 28 شهریور 1396 23:08 نویسنده: شیرین چاپ
این مطلب را در بلاگ ویولت عزیز خواندم. 
دریافت من از این نقطه نظر چند نکته است و دوستش هم داشتم. در وحله اول فکر می کنم آدم می تواند با شرنگ موافق باشد یا مخالف، اما نمی شود بی اعتنا ماند به حرفش. نکته بعد اینکه در این استدلال هشدار گونه منظور فقط یک غایت گرایی و "آخرش چی" گفتن ساده نیست، منظور همان "هو ....ش " گفتن است که هر از گاهی باید حواسمان باشد به خودمان بگوییم. حواسمان باشد داریم به کجا می تازیم و از اینهمه "زرنگ بازی" ها چه انتظاری داریم؟ نکته دیگر هم بنظرم در تلاش برای یافتن معنایی برای زندگی ست. برای قابل تحمل کردن و یا تا حد امکان خواستنی کردن این سفر اجباری که نامش زندگی ست. گذراندن زندگی در جنگ و دعوا با دنیا آنهم بر اساس دکترین های چند هزار سال قبل که آدم حتی از راست و دروغشان هم مطمئن نیست بنظرم واقعا پوچ است. واقعا می ارزد آزردن آدمی/آدم هایی که الان، این لحظه زنده اند بخاطر فکر و خیالی که گمان می بریم یک روزی از جایی نازل شده است؟ 
کاش همه مان، خودم هم همینطور، واقعا بتوانیم عاقل باشیم، خود و دیگران را نیازاریم. شاید معنای زندگی بتواند در همین باشد.