X
تبلیغات
رایتل

Purple

یکشنبه 26 شهریور 1396 09:41 نویسنده: شیرین چاپ

شاید در ایران کمتر کسی Skin را بشناسد. منهم تا وقتی در ایران بودم نمی شناختمش. او را با Purple شناختم و عاشقش شدم. استیلیست ها هم عاشقش هستند و دعوتش می کنند تا در نمایش های مد لباس هایشان را بپوشد و قدم بزند. یادم است آن سال که هنوز گیج و منگ از تغییرات بزرگ زندگی ام بودم این نمایش ها را در اخبار نگاه می کردم و به صورت زیبا و عجیبش، قد بلند و اندام لاغرش نگاه می کردم و همین آهنگ را که به قدم زدن ها ریتم می داد گوش می کردم. 

سخت است کلمه ای پیدا کرد که بتواند مالیخولیای این موسیقی را توصیف کند و سخت است که کلمه یا جمله ای آنچه که از شنیدن این آهنگ حس می کنم بیان کند. هر کاری می کنم نمی توانم کلمه ای درباره پاییز 2005 و زمستان و بهار 2006 بنویسم، انگار چیزی در ذهنم آن خاطره ها را پس می زند و سعی می کند نگذارد به کلمه برسند. راست است که موسیقی خلق شد تا آنچه را که با کلمات نمی شود گفت  بیان کرد. حالا گیرم که در این گفته معروف منظور موسیقی متعالی و اپرا باشد. راستی آن اثر ماریا کالّاس که کامشین عزیز معرفی کرده را هم گوش کنید. 

هر وقت حرف از کالّاس می شود یاد زندگی غم انگیزش هم می افتم و تعجب می کنم چرا بعضی آدم ها متوجه نمی شوند که خوش شانس و با استعدادهای نادر متولد شده اند، که خلقت با آنها مهربان بوده است. چرا خودشان را نابود می کنند؟!

Purple