X
تبلیغات
رایتل

نقل از دیگران 68

سه‌شنبه 22 فروردین 1396 20:52 نویسنده: شیرین چاپ

نقل از صفحه محسن فرشیدی:

در جامعه‌ای که تا اعماقِ وجودش زن ستیزی و مردسالاری رخنه کرده، چطور یک شبه همه‌ی پدرانش، الگو و بهترین پدران دنیا شده‌اند؟ کدام زنی را می‌شناسید که حداقل یک‌بار در تاکسی و خیابان مورد اذیت و آزار قرار نگرفته باشد. انواع خشونت‌های مختلف در خانه را چه کسانی انجام می‌دهند. این‌همه آمارِ تجاوزِ خانوادگی. گشتِ ارشاد در خانه چه کسانی هستند، همان‌ها که حتی حجابِ در خانه هم با نگاه‌های سنگین‌شان میان آشنایان و فامیل‌ها یادآور می‌شدند و اجباری‌اش کرده‌اند. همان‌ها که بعد از ازدواج باعث محدودیت‌های مختلف برای مادران‌ شدند و آن‌ها از عرصه‌های مختلف اشتغال و اجتماع دور و خانه دار شدند. همان‌ها که هرگز کوچکترین اعتراضی به این همه قوانین تبعیض آمیز نکردند، از زیر امضای شروط ضمن عقد شانه خالی کردند، کوچکترین اعتقادی به ارث برابر ندارند. در کارهای خانه شرکت نمی‌کنند و همین الان هم اگر از آن‌ها بپرسید تهِ دلشان می‌گوید مگر می‌شود زنی رییس جمهور شود... این‌ها مردانِ همین شهر نیستند؟ شما می‌توانید به هر دلیلی یک نفر را دوست داشته باشید، اما واقعیت‌ها را نمی‌شود ندید و یا فراموش کرد. انتخاب روزی به عنوان روز پدر/مرد هم از آن طنز‌های تلخ امروزِ جامعه‌ی ماست و تلخ‌تر این شکلِ تبریک‌ها و غلوکردن‌ها


نظر خودم: کلا جوگیر بودن خصلت خیلی از مردم مشرق زمین است. نمی توانیم حساب عاطفه و دوست داشتن خود را به دلایل شخصی و نسبت خونی از مقوله ارزش ها جدا کنیم. کلا توی کت مان نمی رود که آدم می تواند دیگری را از عمق قلب دوست داشته باشد ولی نسبت به او انتقادات جدی داشته باشد. چون دوست داشتن را با پرستش و قهرمان سازی و ایده آل سازی یکی می دانیم. ببم جان ... کمی تمرین کنیم تا یاد بگیریم. آنقدرها هم سخت و غیر ممکن نیست دوست داشتن عزیزان و به خاطر داشتن اشتباهات شان و یا موافق نبودن با شیوه رفتارشان. می شود عزیزی را دوست داشت و چشم ها را نبست و تکرار نکرد انشالله که گربه است! نترسید، از مرتبه علاقه آدم کم نمی شود اگر عقلش را آکبند نگه ندارد و از سلول های خاکستری برای مشاهده و بررسی و تحلیل استفاده کند. آره ببم جان!