X
تبلیغات
رایتل

ما و دیگران

چهارشنبه 16 فروردین 1396 19:51 نویسنده: شیرین چاپ

نمی دانم چقدر تجربه دیگران در ارتباط گیری ممکن است شبیه من باشد، برای من کسانی که می شناسم و به نوعی می توانم دوست یا آشنای مطبوع در نظر بگیرم دو دسته هستند: آنهایی که به محض دیدنشان جذب هم شدیم و چیزی در هوا بود که باعث شد بفهمیم می توانیم دوستان خوبی باشیم و دسته دوم آنهایی که اصلا هم چنگی به دل نمی زدند و باید صادقانه بگویم که با خودم هم فکر کردم: این دیگر چه عتیقه ای ست! (جالب است یکی از کسانی که برایم جزو عزیزترین های زندگی ست دقیقا جزو همین دسته دوم بود. یکی از دوستان عزیز دبیرستانم هم همینطور) بعد جانوران دو پایی که ما باشیم و اقتضای زندگی و روزگار که مسیرمان را یکی کرد، شروع کردیم با احتیاط به مشاهده و زیر نظر گرفتن و بو کردن همدیگر. زمان اینجور مواقع می گذرد و یک جایی و یک روزی یکدفعه می بینی ای بابا! آن دافعه اولیه هیچ هم درست نبوده و چقدر دوست های خوبی برای هم هستیم و چقدر ارتباط خوشایند و محکمی داریم.

اینجور مواقع همیشه کنجکاوی من این بوده، که نظر طرف مقابل در مورد من چه بوده؟ آیا او هم مثل من در برخوردهای اول با خودش غرولند کرده این دیگه چه عتیقه اییه بابا؟!! 

دیروز یک مشاور خوب شرکت مان خداحافظی کرد و رفت و دلم خیلی از رفتنش مالش رفت. هر قدر در ابتدای ورودش که چه عرض کنم ... تا دو ماه یا سه ماه با تردید و بدبینی نگاهش می کردم و فاصله می گرفتم اما بعد کم کم همدیگر را بو کردیم و فهمیدیم می توانیم دوستان خوبی باشیم. راهنمایی های حرفه ای خیلی خوبی از او گرفتم. مثل یک پیه مونته ایی اصل - که کم حرف و با ملاحظه و مودبند - با کلمات مختصر و حفظ فاصله درست چند اظهار نظر کوچک کرد و باعث شد به خیلی نکات کوچک اما مهم پی ببرم. روز آخرش تا آخرین لحظه درگیر روز ممیزی یکی از مشتریان مهم بود و چون فکر می کردم نمی بینمش یک ای میل چند خطی فرستادم برای خداحافظی. چند دقیقه مانده به آخر وقت آمد و خداحافظی کردیم. اما امروز صبح دیدم جواب ای میلم را هم داده است. برایم نوشته بود: خیلی خوشحالم از اینکه با تو آشنا شدم، یک آدم هوشمند و با شهامتی. اگر باز هم ببینمش شاید جرات کنم و بپرسم آیا این نظر اخیر او در مورد منست و احیانا همان اول با خودش گفته این عتیقه را از کجا تور زده اند؟!