X
تبلیغات
زولا

...

شنبه 27 مرداد 1397 19:23 نویسنده: شیرین نظرات: 2 نظر چاپ

دوستان رمز نوشته، همانی ست که دفعه قبل برایتان نوشته بودم.


باز هم غم فلسطین، هنوز هم غم فلسطین

شنبه 27 مرداد 1397 19:20 نویسنده: شیرین چاپ
خواننده گرامی این مطلب رمزگذاری شده است. لطفا برای مشاهده آن رمز عبور را وارد کنید.
رمز عبور:

Libreriamo 68

شنبه 27 مرداد 1397 12:16 نویسنده: شیرین نظرات: 1 نظر چاپ

آزاد بودن به خودمان بستگی دارد.

محکم ترین قفس آنی ست که ساخته ذهن ماست:

 باید به ترس هایمان،  تردیدهایمان و شک هایمان غلبه کنیم تا بتوانیم پرواز را شروع کنیم

برای آزاد شدن بیرونی باید اول یاد بگیریم در درون آزاد باشیم.

مسّیمو گراملّینی



در حال بدو بدو

شنبه 27 مرداد 1397 08:12 نویسنده: شیرین چاپ

وقت ندارم و در حال بدو بدوی شنبه صبح هستم اما تا یادم نرفته چند تا نکته کوچولو را برایتان می گویم و بعد سر فرصت برمی گردم برای تک و تعریف های طولانی.

اینروزها دارم سخنرانی ها/جلسه های بحث استاد بهرام بیضایی را در مورد اسطوره شناسی شاهنامه گوش می دهم. این فایل های صوتی را می توانید در کانال پرچنان پیدا کنید. لینک پرچنان را در لینکدونی من پیدا می کنید و آدرس کانال را از داخل بلاگ. همینجا از دوست خوب نویسنده این بلاگ تشکر می کنم که احوال اینروزهایم را ساخت.

ربط عجیبی بین بحث های استاد و مطلب آخر کامشین جان وجود دارد. این دعوت مهم به فکر کردن و شک کردن. به نپذیرفتن ببعی وار هر چیز به اسم سنت و دین و رسم و عرف و ... به خوردمان داده می شود. ایمان داشتن کلا چیز خیلی جالبی نیست، درست است که مایه آرامش است اما من آرامشی را می پسندم که حاصل یک فکر عمیق و دانش زیاد باشد و نه یک ایمان که عین ماده مخدر به یک مغز خالی و بی تفکر داده می شود که خدای نکرده به زحمت نیفتد.

صد البته که انتخاب با خودمان است. 

از کتابها - نمایشنامه ها/فیلمنامه ها/ تحقیقات - استاد غافل نشوید که بسیار عالی اند و نثر شیرین و قشنگی دارند. بین آثارش دیباچه نوین شاهنامه، پرده نئی و اِشغال را از همه بیشتر دوست دارم و بارها و بارها خوانده ام و فکر کنم به محض اینکه دستم به کتابخانه خواهرم برسد آنها را چندباره خوانی خواهم کرد. باید یک نسخه شاهنامه هم تهیه کنم برای خودم، بیضایی حق دارد: چه آنها که به شاهنامه افتخار می کنند و چه آنها که به آن فحش می دهند اکثرا حتی یکبار هم آنرا نخوانده اند. 

اگر آدم حسابی بودیم که روزگارمان این نبود، اینجا که غریبه نیست! بیایید با خودمان روراست باشیم. یک گوشه نگاه به تاریخ هشل هفتمان گواه اینست که همیشه کارمان "نقطه سر خط" است. حرام باشد اگر اندکی عقل و شعور به کار گرفته باشیم. 

دیروز هم خبر فوت عزت الله انتظامی مزید بر علت شد و اساسی طبیعتم بهوت افسرده ها هه شد. با اینهمه پفیوز که توی مملکت هست باید حتما این آدم های نازنین از دنیا بروند؟ نه خدایی! یک وقتهایی واقعا فکر می کنم اگر خدایی واقعا هست سواد درست و حسابی در مدیریت منابع انسانی ندارد. با یک نگاه واقع بینانه به اسم متوفیان این سالها و مانده ها نگاه کنیم خواهیم فهمید این موضوع را حالا شما مومن سفت و سخت، من کافر جهنمی، اگر تمام اینها حاصل کار یک خداست باید بگویم بدترین HR manager ی ست که تا بحال دیده ام و شرط انصاف را بخواهیم رعایت کنیم باید اعتراف کنیم که عملکردش عین انقلابی های عزیز ایرانی قرن گذشته یک رید و مان درست و حسابی ست. (گلاب به روی عزیزتان البته!)


بالاخره زبان فرانسوی بخوانیم یا نخوانیم؟

چهارشنبه 24 مرداد 1397 11:05 نویسنده: شیرین نظرات: 11 نظر چاپ

بخوانید جانم بخوانید! حالا نه فقط زبان فرانسه، هر زبانی که عشقتان می کشد و فکر می کنید دوست دارید یاد بگیرید مثل بچه خوب بروید یک آموزشگاه و اسمتان را بنویسید. فوق فوقش آنرا نیمه کاره رها خواهید کرد! اما به امتحان کردنش می ارزد چون این احتمال هم هست که ببینید نه واقعا می خواهید ادامه بدهید. یک چیز را اگر بتوانم بهتان بگویم اینست که آن جمله معروف که هر زبان تازه ای دنیای تازه ای به آدم نشان می دهد فقط یک شعار و حرف دهان پر کن نیست. واقعا هر زبان تازه ای دربی تازه است که برای آدم باز می شود. زندگی کوتاه است و امکانات آدمیزاد هم محدود، نمی شود همه دنیا را گشت و دید اما با یک زبان تازه می شود کتاب های به زبان اصلی را خواند، فیلم های به زبان اصلی را دید و ترانه های آن زبان را گوش کرد. "رنگ و وزن" کلمات موقع ترجمه خیلی عوض می شوند اینرا هیچوقت فراموش نکنید. موقعی این حقیقت را با عمق عواطفم لمس کردم که شروع کردم به خواندن کتابهای اریانا به زبان اصلی و دانستم چقدر او در انتخاب کلماتش وسواس داشته، روی آهنگشان، روی وزنشان، مخصوصا در کتاب "یک مرد" و " نامه به کودکی که هرگز به دنیا نیامد". پس یاد بگیرید و لااقل امتحان کنید.

تجربه من در مورد یادگیری زبان فرانسوی؟ راستش را بگویم زبان سخت و مزخرفی ست. قاعده و قانونش کم است و همان قواعد هم گاهی اوقات ابلهانه اند. فقط نحوه شمارش اعدادشان را نگاه کنید!! آخر آدم عاقل به هشتاد می گوید چهار تا بیست؟ حالا اگر بخواهید بگویید نود و چهار باید بگویید چهار تا بیست و چهارده و همینطور الی آخر تا اعداد بزرگ که قاراشمیش تر هستند. می بینید دیگر خلاصه ... باید فقط صبور باشید و حافظه را به کار بگیرید و فکر یادگیری یک قاعده کلی در گرامر را فراموش کنید. دیکته و املای این زبان هم هیچ تعریفی ندارد و اینجا هم عین دیکته کلمات فارسی باید چرا گفتن را کنار بگذارید و فقط تمرین کنید. مگر من وشما هیچوقت نشسته ایم به بحث و چرا پرسیدن که بر اساس کدام قانون ضرب را با ضاد می نویسیم و نه با ز؟! چرا صابون را با صاد می نویسیم و نه با ث؟

همینست دیگر! یاد گرفتن هر زبانی یعنی سختی و زحمت کشیدن و حافظه را به کار گرفتن و تمرین کردن. فکر اینکه زبانی را به سادگی یاد بگیرید از سر بیرون کنید. نکته مهم شرکت در کلاس هاست. مخصوصا در سطح مبتدی هر جلسه درس حاوی یک عالمه نکات تازه است و یک خط در میان کلاس رفتن اصلا به درد نمی خورد مگر اینکه کسی در نزدیکتان باشد که بتواند به شما درس بدهد و جبران آن کلاسهای از دست رفته را بکند. پس اگر اهل تفننی کلاس رفتن هستید بی خیال شوید و پولتان را دور نریزید. از همین فیلم های آن لاین روی یوتیوب برای یادگیری استفاده کنید.

این نکته را هم در نظر داشته باشید که در ایران کلا هزینه های شرکت در کلاسهای زبان نسبت به اروپا خیلی پایین تر است و تعداد موسسات هم خیلی بیشتر. من زبان ایتالیایی را در یک کلاس نیمه خصوصی و با شرکت چهار نفر یاد گرفتم. مسلم است که بهره چنین کلاسی خیلی بالاتر است. اگر در اروپا چنین موقعیتی را خواهان باشید پول جیبتان که هیچ، تنبانتان را هم باید بدهید از بس گران است! توی کلاسی که من هستم الان یازده نفر هستیم و تازه بخشی از هزینه آموزش هم از فاندهای اموزشی اتحادیه اروپا تامین می شود و با اینحال برای من حدود دویست یورو هزینه داشته است. خودتان یک حساب سرانگشتی بکنید. کلاس خصوصی را راستش تا بحال طرفش هم نرفته ام اما شنیده ام جسته و گریخته که ساعتی ده یورو است و شاید هم بیشتر.

مشکل دیگری که درموردش قبلا هم گفته بودم ناهمگن بودن کلاس مان است و اینکه در ایتالیا زبان فرانسه در دبیرستان تدریس می شود پس مبتدی بودن من با مبتدی بودن همکلاسی هایم از زمین تا آسمان فرق می کند. بخاطر همین خودم بیشتر توی خانه کار میکنم. یک سیستم آموزش زبان در ایتالیا هست که اسمش Assimil است و بواقع فروشگاه اصلی فروشش در Chivasso هست و نزدیک محل کارم، از همانجا کتاب آموزشی و فلاش مموری درسها را خریدم (قیمتش 79 یورو بود) تا بتوانم روی دیالوگ ها و تلفظها تمرین کنم. اینطوری در کلاس گرامر را یاد می گیرم و در عین حال منبعی دارم که به من حرف زدن و چگونگی مکالمات روزمره را یاد می دهد و امکان تکرار و چندین باره گوش کردن را می دهد. 

فعلا همینها بنظرم می رسند اما نظرات را باز می گذارم تا اگر مایل بودید در موردش بیشتر صحبت کنیم.